تبليغاتX
الهه شب - یه مرخصی کوتاه

الهه شب

یه مرخصی کوتاه

 

سلام...

اول از همه دوستهای خوبم معذرت میخوام که بهشون سر نمی زنم

شرمنده همه میدونم خیلی بی معرفتم (خودم قبول دارم)

یه مدت نیستم البته یه مدت خیلی کوتاه

تا اول مهر که روز تولدمه

 

دلم خیلی گرفته از همه چی ...از ادمهای دورو برم ...

از زندگی ،از این دنیا،از کسایی که دورمو گرفتن و

میخوان نشون بدن که دوسم دارن ولی نمیدونن که

اصلا بازیگر خوبی نیستن

کاش یه جایی رو داشتم که موقع دلتنگی و تنهایی میتونستم

بریم اونجا و خودموقایم کنم تا کسی پیدام نکنه

(به یاد بازیهای کودکی وقتی قایم میشدم و کسی پیدام نمیکرد

داد میزدم و میگفتم من برنده شدم ،من برنده شدم)

کاش الانم میتونستم قایم بشم و کسی پیدام نکنه

قول میدم دیگه داد نزنم من برنده شدم

تو سکوت و ارامش خودم میموندم تا اروم بشم

...

 کهنه فروش داد میزنه...چراغ شکسته میخریم...

کفشهای پاره میخریم...

اسباب کهنه میخریم...

بی اختیار داد میزنم...کهنه فروش...

قلب شکسته میخری...

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 شهریور1385ساعت 10:47 قبل از ظهر  توسط تک برگ پائیزی ( الهه )  |